X
تبلیغات
جوک های خفن

جوک های خفن

جک قزوینی



از قزوينيه ميپرسن چرا هميشه دنبال توپ ميدوي ميگه آخه هميشه دنبال توپ يه بچه مياد!



قزوينی کنار زمين فوتبال دراز کشيده بوده....بهش ميگن جناب شما بازيکنی؟ميگه:نه من برانکاردم



تو قزوين زلزله مياد بچه از طبقه بالا ساختمون رو قزوينيه ميفته. قزوينيه خداروشكر ميكنه ميگه زلزله نيومده كمكهاي مردمي رسيد



مي دونين قزويني ها كدوم قسمت تهران رو واسه زندگي كردن دوست دارن؟چهارراه جهان كودك



ميدوني تو قزوين پشت بچه ها چي نوشتن ؟با نگاهي به آينده درست مصرف كنيد



از يك قزويني مي پرسند چرا هنوز ازدواج نكردي؟ميگه چون هنوز برادر زن مورد علاقمو پيدا نكردم



قزوينه عروسيش بود ، توي كارت عروسي مي نويسه : همراه داشتن بچه الزامي است



يه روز به يه قزويني ميگن از كدوم خواننده خوشت مياد؟ميگه هايده . ميگن از كدوم آهنگش خوشت مياد ؟ ميگه: هموني كه ميگه (كبوتر بچه كرده .... كاش بوديو ميديدي...)



يه نفر يه قزوينيه رو ميبينه ميره جلو و كلي باهاش احوال پرسي ميكنه اما قزوینیه زیاد تحویلش نمیگیره. بعد كه ميره، قزوينيه برميگيرده از پشت بهش نگاه ميكنه ميگه : رضا تويي؟ ببخشيد كه نشناختمت .



قزوینیا جدیدا نماز جمعه را به صورت دایره ای میخونند



فتوای جدیدتر علما :!!! احتیاط واجب بر آن است که مسافر نماز را در قزوین بدون رکوع و سجده بخواند



سازمان حمایت از نماز گزاران قزوینی نمونه جدید سجاده را به همراه 2 آینه بغل به بازار عرضه کرد



قزوينيه ميبينه صف نون شلوغه ميگه: منو اين همه خوشبختي



به قزوينيه ميگن به كي راي ميدي. ميگه:به آمپول زن محلمون. ميگن چرا؟ ميگه:آخه زيادي كانديدس

 

قزوينيها به شورت لامبادا ميگن نخ در بهشت



ميدونيد به فرمانده قزوين‌هاچي ميگن ارباب حلقه‌ها



يه قزويني رو بايه گوني شورت مي گيرن بهش ميگن اين چيه؟ ميگه دفترچه خاطراتمه



زني در قزوين باسنش را مي خارانده.پيرمرد قزويني که دل و حال راه رفتن راهم نداشت، به او مي گه: خرده کاري هم مي کنيم ها!!!



يه بچه توي قزوين گم ميشه پليس اعلام ميكنه كه هركي اين بچه را پيدا كرده امشب را كه هيچ ولي فردا شب بياد تحويلش بده تا ما پس فردا اون را به خونواده اش تحويل بديم



قزوينيه تو صفه مرغه كه مرغ تموم ميشه قزوينيه ميگه:مرغ تموم شد چرا صفو به هم ميزنيد



اگه با يه قزويني گنده تو كوچه بن بست بودي 3 راه بيشتر نداري : اول اينكه آب بشي بري زمين يا اينكه دود شي بري هوا يا دستت رو بزني به ديوار توكل كني به خدا ...



تهرانی میره قزوین بند کفشش باز میشه با بدبختی یه کوچه بن بست پیدا میکنه و دولا میشه تا بندش رو ببنده یهو یه چیزی میشه سرش رو بلند میکنه چشمش می افته به تابلو سر کوچه می بینه نوشته کوچه دستغیب



ژاپني يه ميره قزوين وقتي که بر ميگرده، ازش مي پرسن: قزويني ها را چه طوري ديدي؟ ژاپني يه ميگه: در قزوين تاتاشي ، تو شه!!!



صدهزار سال پيش يك سكه تو قزوين مي افته زمين آثار باستاني ميشه



سه مجرم عربه و آباداني و قزويني يه رو مي برن توي يه جزيره و به هر کدومشون يه گوريل مي دن و مي گن: هر کي بتونه بچه بيشتري از اين گوريل ها بگيره، از مجازاتش کم مي شه. سه سال ديگه ميرن سراغ اين مجرمين و مي بينن عربه چهار تا بچه داره، اون رو عفوش مي کنن. مي رن سراغ آباداني يه مي بينن سه تا بچه داره، اونم عفو مي خوره . مي رن سراغ قزويني يه مي بينن يه بچه داره. مي گن: توي اين سه سال فقط همين يه بچه؟ قزويني يه ميگه: بابا همون موقع من دنبال هواپيماتون کلي دويدم و داد زدم اين گوريله (نره)!!!


قزويني يه عروسی ميکنه ،فرداش با برادر زنش ميره ماه عسل !!!


جلوي درشهر قزوين مي نويسند به شهر قزوين خوش آمديد وقتي كه مي خواي خارج شوي مي گويند خوشتون آمد


قزويني يه وصيت ميکنه که وقتي من مردم، منو بسوزونين و ازم پودر بچه درست کنين


يه روز تو صف نانوايی در قزوين دست نفر اول ميره تو پريز برق تا ته صف همه ميميرن



عزرائيل ميره جون قزويني يه را بگيره، قزويني يه ميگه : قربونت بيزحمت دولا شين اون وصيت من رو از زير قالي بدين به من!!!


يه روز يه قزوينيه تصميم ميگيره بره كوه نوردي همين طوريكه داشته از كوه ميرفته بالا متوجه جمعيت زيادي جلوتر از خودش ميشه با خودش ميگه من و اين همه خوشبختي محاله

 

قزوینیه تو صف نون بوده، یه پسر خوشگل هم جلوش واستاده بوده. یه دفعه شاطره میاد بیرون، میگه: نون تموم شد! ملت هم میرن دنبال کار و زندگیشون و صف به هم میخوره. قزوینیه شاکی میشه، داد می‌زنه: نون تموم شد که شد! صف رو چرا بهم میزنید!

 

رييس جمهور ميره قزوين. مردم شعار ميدن دسته گل محمدي تو مدتي كه نيومدي چه قمبلي به هم زدي!

 

میگن یه یارو میره قزوین پولش از دستش میافته ولی جرات نداشته ورش داره یه پیرمرده داشته رد میشه میگه چیه بالام جان؟ خلاصه یارو میگه که آره می تر سم خم شم پولو وردارم ترتیبمو بدن پیرمرده میگه نه بالام جان این حرفا مال قدیمه مردم الان دیگه از این کارا نمی کنن ... خلاصه یارو تا خم میشه پولشو ور داره پیرمرده یه دفعه میره میزاره تقش!! یارو بلند میشه میگه مگه نگفتی این کارا مال قدیما بوده ؟؟ پیرمرده میگه خوب بالام جان منم مال قدیمم دیگه

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1391ساعت 9:13  توسط رضامخدومی  |